خرید بک لینک
یه شعر هست میگه

عاشق تر از پیشم دارم دارم عاشق ترم میشم.

منم یه همچین حسی دارم در مورد افشین.

هر روز بیشتر از قبل دوسش دارم.خیلی زندگیم قشنگه.

دیروز مامان فروغ و بابا فیروز اومدن خونمون.چیکن استروگانف درست کردم.بد نشد.پریشب هم رامین و بردیم رستوران شب نشین.کف بر شده بود.روش کم شد.هاهاها

برچسب: نویسنده: کاوه سامانی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 0:35

سلام عزیزم. فکر نکن به فکرت نیستم .باور کن همیشه توی ذهنمی.اما اصلا وقت نمی کنم بیام بهت سر بزنم.حالت و بپرسم .دوست ندارم بهم بگی هر وقت حالت بده میای پیشم.می دونم همچین آدمی هستم اما تو اینو نگو.خواهشا.بذار اگه این کارو هم می کنم بازم بیام اینجور وقتها پیشت.اگه نگم بهت باور کن دق می کنم. اوضاع روحیم اصلا خوب نیست.زندگیمون داره نمی گم به سختی اما خیلی حساب شده میگذره.در حالی که مامان افشین اینا اگه کار ساختن خونه رو بدن به افشین هم از لحاظ مالی واسمون خوبه و هم این که می دونیم سال دیگه توی خونمونیم. از این بلاتکلیفی در می اییم.اما ....اما .... اما..... حال افشین ه

برچسب: داغونم,داغونم کردی,داغونم خدا,داغونم مثل,داغونم امشب,داغونم داغون,داغونم کرد,داغونم رفیق,داغونم ای خدا,داغونم روزگار, نویسنده: کاوه سامانی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 0:35

سلام علیکم

خوبی؟ واستا واست تعریف کنم که چی شده!!

اول که مهدی اومد یه طبقه از ساختمون رو خرید.دوم اینکه بالاخره راضی شدن ساختمون رو بن به افشین که واسشون بسازه.سوم اینکه حالم از این شرکت و جو اینجا به هم می خوره.

میخوام همشون رو له کنم.واقعا که کاراشون زشت.مثلا برداشته یه ریموت داده به مرضی خانم که ایشون زود می آن.واقعا که!!!!

متنفرم از هر دوتاشون.من نمی خوام دیگه بیام سر کار!!!

برچسب: خبر های جدید,خبرهای جدید افغانستان,خبر های جدید فوتبال اروپا,خبر های جدید ترکیه,خبر های جدید از استرالیا,خبر های جدید رئال مادرید,خبر های جدید از,خبر های جدید از بازیگران ایرانی,خبر های جدید از جاستین بیبر,خبرهای جدید ورزشی, نویسنده: کاوه سامانی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 0:35

سلام دیروز با آرش و نازی و رزا رفتیم کوهستون.و امروز برگشتیم.بد نگذشت .اما خیلی خسته شدم.کمرم خیلی درد میکنهه.خونه آقای ح س ن ی رفتیم.که به نظرم زیاااد هم قشنگ نشده بود.خلاصه من و نازی یه عالمه ارد دادیم واسه خونه مامان فروغ اینا که احتممال میدم خودمون هم حالشو نداشته لاشیم که انجام بدیم چه برسه به اونا.راستی امید هم امشب داره میره آلمان .بیچاره میگفت خیلی استرس دارم..حق داره.واقعا ریسک بزرگی رو داره میکنه.اما خوب کاری میکنه چون آدم تا از ایم ریسک ها نکنه به هیچ جایی نمبذسه.اینقدر باید ریسک کنی تا بفهمی کجا باید مطمءن پا بذاری.منم دلم ریسک میخواد.دلم یه

برچسب: نویسنده: کاوه سامانی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 0:35

سلام .

دوباره بعد از كلي وقت اومدم سراغت ، هروقت نياز داشتم اومدم . الان يه حسي دارم ، يه حس عجيب و بد ، سوار قطار شدم ، آخرين باري كه سوار شدم وقتي بود كه بابا فوت كرده بود ، از اونروز تا حالا نزديك به ١٩ سال داره ميگذره ، اما تك تك لحظات اون روز جلوي چشمم .

اما امروز با اونروز كلي فرق داره ، الان با مامان و افروز و ستايش هستم و داريم ميريم براي خوشگذروني .

برچسب: قطار,قطار الحرمين,قطار فدک,قطار الرياض,قطار به انگلیسی,قطار تهران مشهد,قطار زندگی,قطار الموت,قطار تهران شیراز,قطار سار, نویسنده: کاوه سامانی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 0:35

خوش به حال باد
گونه هایت را لمس می کند
و هیچ کس از او نمی پرسد که با تو چه نسبتی دارد!
کاش مرا باد می آفریدند...
تو را برگ درختی خلق می کردند؛
عشق بازی برگ و باد را دیده ای؟!
در هم می پیچند و عاشق تر می شوند ...؟!

برچسب: خوش به حالت به انگلیسی,خوش به حال روزگار,خوش به حالت تکه سنگ,خوش به حال انارها و انجیرها,خوش به حالت,خوش به حالت کبوتر,خوش به حال تکه سنگ,خوش به حال ماهی ها,خوش به حالت در انگلیسی, نویسنده: کاوه سامانی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 0:35

سلام، امروز شنبه ١٠ مهرماه اما من ميخوام خاطرات چهارشنبه رو بنويسم چهارشنبه رفتم تهران و كارهاي پروژه سلمان رو به اتفاق شجاعي انجام داديم، پروژه سلمان تموم شد و پرونده تهران رفتن هاي من هم همينطور. اما چون خيلي خسته ميشدم تصميم گرفتم شب رو تهران بمونم ، آخرين شب تهران رو هم داشته باشم و فردا برم اصفهان. چهارشنبه از تقاطع وليعصر و نيايش رو تا نزديك ميرداماد پياده روي كردم و بعد هم براي خوردن شام يكم توي خيابون شريعتي بالا و پايين رفتم تا آخر توي سوپر استار فيله ٣ تيكه خوردم . پنجشنبه هم با همه در تهران و كل خاطرات خوب و بدش خدافظي كردم. ( ٨ /٧ / ٩٥)

برچسب: نویسنده: کاوه سامانی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 0:35

صفحه بندی